دادگاه جهانی ، ضرورت یا اتوپیا؟
الف. کشاورز
آرمان های بشری را شاید پایانی نباشد. آرمان هایی که در طول تاریخ، خلق ، پرورش و در ذهن آدمیان نشسته اند. آزادی، عدالت و صلح، شاید پررنگترین شان باشند و در همین حال، دست نیافتنی ترینشان.
« تصور کن همه مردم دنیا در آرامش زندگی کنند؛ شاید بگویی من یک خیالبافم، اما من تنها نیستم.» (۱) این کلمات ، واگویه آرزویی است که به قدمت تاریخ بشر پیشینه دارد ، آرزوی صلح فراگیر.
واقعیتهای جهان پرآشوب ، جنگهای فرسایشی و قدرتهای مهار نشده ، مکرراً به ما یادآوری میکنند که صلح، دستنیافتنیترین آرزوی انسان است. در دوران مدرن، ایجاد سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد یا دادگاههای لاهه، تلاشهایی بودند برای کنترل جنگ و خودکامگان ِ تشنه جنگ. اما، کارنامه آنها نشان کمی از توفیق دارد . به نظر می رسد این سازمان ها به دلیل نداشتن «ضمانت اجرایی محکم »، نیروی مهار کننده کافی و ساختار نامناسب، عملاً در پیشگیری از درگیریهای بزرگ ناکام ماندهاند.
دقیقاً در نقطهای که ساختارهای فعلی جهان دچار بنبست میشوند، ایده «محکمه کبریٰ » (دادگاه جهانی) (۲) مطرحشده توسط « عبدالبهاء » در اوائل قرن بیستم خودنمایی میکند. ایده ای که در چارچوب یک نقشه راه، با تشریح روش های عملی، سعی در نشان دادن مسیر حرکت به سوی صلح دارد. برای شناخت بیشتر این ایده، تاملی خواهیم داشت بر ساختار تئوری و روشهای اجرایی آن، با این پرسش که آیا، مدل «محکمه کبریٰ » میتواند عاملی برای ایجاد صلح جهانی و یک ضرورت ساختاری باشد، یا باید آن را صرفاً یک اتوپیا و رویایی شیرین دید.
ناکامی ساختارهای موجود
اگر بخواهیم دقیق تر به ساختارهای سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل، دیوان لاهه و یا شورای امنیت سازمان ملل که ایده شکل گیری آنها برای جلوگیری از جنگ و ایجاد صلح بوده نگاه کنیم، به وضوح پارادوکسی بزرگ در نیت و عمل آنها دیده می شود. حاصل عملکردشان میل به سوی خیر عموم ندارد، هر چند در اساسنامه آنها هدف ، دوری از جنگ و ایجاد صلح است . خروجی این سازمان ها نشان از آن دارد که عملکردشان، بر خلاف نیت اولیه، بر سیاستِ معطوف به قدرت گرایش دارد. از این رو است که فاصله ای عمیق بین آنچه می باید باشند و آنچه هستند وجود دارد. چند دلیل مهم برای این ناکامی را اینچنین می توان برشمرد :
- این سازمان ها، ابزارهای لازم برای اعمال قدرت مبتنی بر خواست عمومی را ندارند. قوانین و دستورات آنها قابلیت اجرایی ندارد و در کنترل خودکامگی ، منفعت طلبی و سرپیچی از مصوبات ناکارآمد هستند. این نقص ساختاری، سازمانهای بینالمللی را به یک مجمع مشورتی تقلیل میدهد که الزامات مطرح شده از طرف آنها، تنها در حد یک توصیه باقی می ماند و بکارگیری نتایج مشورت در آنها، به میل و خواست دولتها بستگی خواهد داشت .
- جنبه دیگری از سیاست معطوف به قدرت که در ساختار این سازمان ها مثل شورای امنیت سازمان ملل شکل گرفته، تبعیض در برخورداری از حق رای است. بعضی از کشورها به راحتی امکان نادیده گرفتن خواست عمومی را دارند. آنها قدرت های برتر هستند که بر مبنای « حق وتو » عمل میکنند و با به گروگان گرفتن اصل عدالت، اجرای آن را منوط به رای و نظر خود میکنند. بر پایه چنین حقی است که، چگونگی اجراء قوانین در مورد هر کشور متجاوزی، بستگی به دوری و نزدیکی سیاسی آن کشور، با صاحبان « حق وتو» دارد.
- شاید یکی از مهمترین موانع در این ساختار ، وجود اصل احترام به « حاکمیت ملی » باشد. این اصل گرچه نوعی احترام به حق حاکمیت دولت ها است و در محدوده کشوری و منطقه ایی می تواند سبب اعمال قانون و نظام بخشی به ساختارهای داخلی یک کشور و تصمیم گیری در مورد روابط خارجی آن باشد، اما در یک مقیاس جهانی و در زمانی که رفتار یک کشور می تواند بر امنیت و حیات دیگر کشورها تاثیر بگذارد، بهانه ای میشود برای حکومت های خودکامه، تا با توسل به این اصل و ممنوع بودن دخالت خارجی در امور داخلی یک کشور و یا تصمیم گیری های آن، بصورت دلخواه عمل کرده، زمینه های ظلم بر ملت خود و یا همسایگان را فراهم نمایند . بر این اساس، وجود اصل حاکمیت ملی مطلق، تیغ دو لبه ای می شود که در عین لزوم به وجود آن، میتواند بر امنیت جهانی تاثیر گذارد.
آنچه به صورت اختصار بیان شد، شاید برجسته ترین دلائل ناکامی سازمانهای بینالمللی باشد که با هدف جلوگیری از جنگ و ویرانی تاسیس شده اند. جهان ِ پر از جنگ امروز نشان میدهد که این سازمان ها به صورت واضحی ناتوان و درمانده دیده میشوند. این غول های ناتوان، به ساختارهای عظیم بوروکراتیکی مبدل شده اند که بیشترین کارایی شان بلعیدن بودجه و اتلاف منابع است، بدون آنکه خروجی مثبت و موثری داشته باشند.
محکمه کبریٰ ( دادگاه جهانی )
در شرایطی که سازمانهای بینالمللی کنونی در بروکراسی و منافع قدرتها غرق شدهاند، بازخوانی ایده ایجاد «محکمه کبریٰ » (دادگاه جهانی) که در اوایل قرن بیستم توسط عبدالبهاء مطرح شد، زاویه دید متفاوتی به ما میدهد. « محکمه کبریٰ » دادگاهی است عالی که بر بالاترین سکوی قضاوت و تصمیم گیری در سطح جهان می نشیند .عبدالبهاء آن را بنیان محکمی می داند برای حل اختلافات و حفاظت از صلح . نگاهی به آنچه عبدالبهاء از روند شکل گیری این طرح ارائه می دهد، به ما می گوید، پی ریزی، اجراء و ضمانت اجرایی را میتوان سه مرحله اساسی برای تشکیل محکمه کبریٰ و عملیاتی شدن آن دانست.
در مرحله اول، فراهم کردن شرایط برای ایجاد مشروعیت و مقبولیت. برای ایجاد چنین شرایطی عبدالبهاء بر یک فرآیند ِ پایین به بالا تاکید دارد. تکیه گاه اولیه عبدالبهاء برای مشروعیت بخشی به طرح، حضور و نقش آفرینی تمام طبقات مردم است. بر این مبنا قدم های اولیه عبارتند از :
- انتخاب نخبگان حقوق بینالملل و افرادی که به شرایط و نیازهای جهان آگاهند، توسط مجالس قانون گذاری هر کشور.
- برای رعایت عدالت، تعداد نمایندگان هر کشور بر اساس نسبت جمعیت آن مشخص میشود.
- این افراد برای اینکه نماینده واقعی کل ملت باشند، باید به تأیید نهایی مجلس سنا، هیئت وزیران و بالاترین مقام اجرایی کشور (رئیسجمهور یا پادشاه) برسند.
برمبنای ایده عبدالبهاء، « محکمه کبریٰ » با تجمع چنین نخبگانی از سراسر جهان شکل خواهد گرفت . این محکمه کبریٰ ( دادگاه جهانی ) با پشتوانه مردمی و دولتی که کسب کرده، وظیفه دارد به اختلافات و درگیریهای بینالمللی رسیدگی کرده و حکم صادر نماید.
تصمیمات و احکام این دادگاه، یا به اتفاق آرا و یا با رأی اکثریت صادر میشود. با توجه به روند دموکراتیک ترسیم شده، وقتی اعضای منتخب با چنین اجماع ملیِ محکمی انتخاب شوند، آنها دیگر نماینده یک جناح و یا حکومت نیستند، بلکه عصاره و وجدان بیدار آن ملت در یک دادگاه جهانی خواهند بود.
پس از طی مراحل حقوقی و صدور رای در موارد اختلافی، هیچ کشوری حق اعتراض، سرپیچی یا به تعویق انداختن اجرای حکم را نخواهد داشت. بر خلاف آنچه امروزه به عنوان « حق وتو » در نهادهایی همچون، شورای امنیت سازمان ملل حاکم است.
همانطور که در سطور بالا اشاره شد، در کنار عوامل دیگر ، بزرگترین عامل ناتوانی سازمان های بین المللی، فقدان بازوی اجرایی است. در طرح عبدالبهاء، این مشکل با فراهم کردن ضمانت جمعی قوی و موثری ، بر مبنای اصل لزوم امنیت همگانی حل می شود. اصلی که اولویت را به امنیت کلی و عمومی میدهد.
پس برای حفظ این امنیت عمومی در جهان، تک تک کشورها مسئول حفاظت از آن خواهند بود. بنابر این، اگر دولت یا ملتی از اجرای حکم دادگاه جهانی سر باز زند، طغیان کند و در پی برهم زدن امنیت عمومی باشد، تمام کشورهای دیگر جهان موظفند به صورت یکپارچه علیه کشور متخلف اقدامات لازم را انجام دهند. اقداماتی که می تواند شامل فشارهای همهجانبه سیاسی، اقتصادی و در صورت نیاز، نظامی باشد تا آن کشور را مجبور به اطاعت از قوانین جهانی کنند. از آنجا که پیش از این، تمامی کشورها این میثاق جهانی را پذیرفته و امضا کردهاند، قیام دستهجمعیِ جهان بر ضد عضو متخلف، قدرتمندترین و محکمترین ضمانت اجرایی ممکن را ایجاد میکند. البته، وجود چنین قدرت یکپارچه در میدان، قبل از اقدام نیز می تواند با ایجاد بازدارندگی، مانع از شکل گیری خودکامگی ها در میان بعضی از کشورها شود.
امکان و یا اتوپیا ؟
در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به نکاتی که می تواند این طرح را یک آرزو و یا یک اتوپیای غیر قابل اجراء معرفی کند. بررسی این دلائل، تفسیر روشنتری از ساختار ایده عبدالبهاء به ما خواهد داد. تفسیری که می تواند به ما در جهت رسیدن به یک جمع بندی از این طرح کمک نماید.
ترس از دست دادن حاکمیت ملی : بررسی شرایط موجود جهان و مفهوم اعمال قدرت نشان میدهد که بر پایه «حق حاکمیت مطلق » دولتها تمایلی به واگذاری اختیارات خود به مرجع دیگری ندارند. در فضای بدون حاکمیت موجود ( آنارشی) اعتمادی به دیگران و یا سازمان های بین المللی وجود ندارد پس، هر دولتی سعی در تامین امنیت خود خواهد داشت.
مشکل ایجاد ارتش جهانی : برای کنترل کشورهای متخلف، لازم است خود ِ « محکمه کبری » دارای ارتشی جهانی باشد. تشکیل چنین ارتشی علاوه بر نیاز به تامین بودجه، می تواند به بهانه اجرای عدالت سبب مشروعیت بخشی به مداخله در کشورهای دیگر شود و مجدد سبب سلطه قدرت های بزرگ بر کشورهای کوچک شود.
تقلیل علل جنگ به مسائل حقوقی : از طرف دیگر این ایده فرض را بر این می گذارد که، علت ایجاد جنگ ها نبود یک مرجع قانونی برای داوری و یا قضاوت است، در صورتی که عوامل مختلفی همچون، اقتصاد، رقابت بر سر منابع، نابرابری و …. در ایجاد جنگ دخیل هستند.
نادیده گرفتن تفاوت فرهنگی : این طرح و ایده، تفاوت های فرهنگی و ایدئولوژیک را در نظر نمی گیرد. مفاهیمی همچون عدالت و یا جرم، در فرهنگهای مختلف تعاریف گوناگون دارد.
با توجه به این چالش ها تا زمانی که انگیزه اصلی دولتها، استمرار منفعت ملی و کسب قدرت بیشتر باشد، تاسیس این محکمه در عمل غیر ممکن و یا بسیار سخت خواهد بود و در قامت یک اتوپیا خواهد ماند.
ایده ای فرا امروز
نگاهی به چالش هایی که در مورد ایده « محکمه کبری » مطرح میشود، موضوعات مهمی را مشخص میکند :
ـ سنجش این ایده، بر پایه مناسبات موجود انجام می شود و با ترازوی وضع فعلی جهان سنجیده میشود. باید در نظر داشت ایده عبدالبهاء محدود در زمان خاصی نیست، افقهایی را میبیند که شاید امروز دیده نشود. این ایده بر مبنای نیاز فطری آدمی به صلح و دوستی بنا شده. تشکیل « محکمه کبریٰ » یک راه عملی است در کنار دیگر راه ها برای گذر از جنگ و نزدیکی به صلح. همانطور که خود تاکید دارد، این محکمه یک اساس متین است، ساختاری عملی و قابل اجراء که آشفتگیهای جهان بر لزوم وجود آن تاکید خواهد کرد .
ـ دنیای مدرن نشان داده که، امکان تامین منافع و یا رفع مشکلات اقلیمی و یا اقتصادی، به تنهایی از عهده یک دولت بر نمی آید. واگذاری بخشی از حاکمیت ملی به معنی نابودی استقلال کشورها نیست. این واگذاری، نوعی مشارکت برای بقا و حفظ منافع بلند مدت محسوب می شود که هریک از کشورها می توانند سهمی داشته باشند .
ـ باید در نظر داشت، هدف از برپایی یک دادگاه جهانی با پشتوانه تمام ملل و ساختار دموکراتیک، ایجاد جنگ های جدید نیست، بلکه ایجاد یک سازوکار بازدارندهِ محکم و عملی است که می تواند امنیت را برای همه به ارمغان بیاورد، زیرا با یکسان انگاری تمام کشورها ، تبعیض های موجود مثل، «حق وتو » نیز وجود نخواهد داشت تا کفه ترازوی این محکمه را به نفع کشور و یا کشورهایی خاص سنگین کند.
ـ عبدالبهاء معتقد نیست که یک شبه و یا با یک حرکت می توان به صلح رسید. او بر بسیاری از چالش های پیش رو آگاه است. ایده عبدالبهاء در راستای هدف بزرگ مکتب فکری او یعنی، « وحدت عالم انسانی » قرار میگیرد. عبدالبهاء در نوشته های دیگر خود، به تشریح این چالش ها پرداخته و حرکت در جهت اقداماتی همچون، تعدیل معیشت و رفع فقر مفرط، تعلیم و تربیت عمومی و یکسان برای همه، برابری زن و مرد و رفع تبعیض نژادی و مواردی دیگر را به عنوان مقدمات لازم برای رسیدن به صلح جهانی لازم می داند. پیشنهاد تشکیل محکمه کبریٰ، یکی از آن اقدامات میدانی و عملی است که هم راستا با موارد دیگر، روند رسیدن به صلح جهانی را تسهیل میکند .
ـ در مورد وجود تفاوت فرهنگی در جهان باید گفت، این تفاوت نمی توان مانع یک همفکری گسترده شود. ایده عبدالبهاء در صدد پاک کردن تفاوت های فرهنگی نیست. انسانها در این طرح، با بهره گیری از عقل و منطق، بر سر چگونگی نزدیک شدن به جهان عاری از جنگ به توافق می رسند. همچنانکه امروز ، مشکل محیط زیست یک درد مشترک است که فرهنگهای گوناگون در بهبود آن اتفاق نظر دارند.
ضرورتی برای امروز
بر مبنای پاره ای از دیدگاه های موجود، ایده «محکمه کبریٰ » ممکن است آرمانگرایانه و دور از دسترس به نظر برسد؛ اما نگاهی به واقعیت میدانی جهان نشان میدهد، سرنوشت تمام ملل به نوعی به یکدیگر گره خورده است. در این گره خوردگی سرنوشت، ماندن بر مدل های سنتی و تاکید بر حاکمیت ملی مطلق و منفعت طلبی جزیره ایی، نمی تواند واقع گرایانه باشد.
با تأمل در طرح « محکمه کبریٰ» عبدالبهاء، می توان به این نتیجه رسید که صلح پایدار ، بر مبنای بازی بازیگران بزرگ شکل نمی گیرد. روندی عقلانی و منطقی میخواهد که در طی آن، از تمام پتانسیل و نیروی فکری افراد در یک روند دموکراتیک استفاده شده، قوانینی مبتنی بر خیر عموم وضع و به یک ضمانت اجرایی غیر قابل تزلزل مجهز شود. ضمانتی که بر خلاف رویه های موجود در ساختارهای بوروکراتیک و کم بازده کنونی، عملا می تواند در کنار ایجاد دگرگونی های اساسی در تصمیم گیری ها، به نوعی تسهیل کننده کنشگری های دیگری در حوزه آموزش، رفع فقر مفرط ، بهداشت، تضمین رعایت حقوق انسان ها و یا محیط زیست باشد . زیرا با آزادسازی میلیاردها هزینه تسلیحاتی که سایه همیشگی جنگ مسبب آن بود، این منابع می توانند بر سفره مردم سرازیر شده و موجبات آسایش و رفاه بیشتری را فراهم نمایند .
در نهایت، پاسخ به پرسش ابتدایی این نوشتار که ، محکمه کبری؛ ضرورت است یا اتوپیا ؟ باید نگاهی واقع بینانه داشت، شاید در قرن بیستم، این طرح یک اتوپیا و آرزویی خوش قلمداد میشد؛ اما امروز، در جهانی که سازمان های بینالمللی در مهار جنگ های پی در پی، منفعل و ناتوان هستند، تشکیل یک دادگاه جهانی با پشتوانه و حمایت همه کشورها، دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری و حیاتی برای بقای عالم انسانی است. انسان امروز شاید برای پذیرش این ایده هنوز به آمادگی کامل نرسیده باشد، اما ابهام و تاریکی افق پیش رو، دیر یا زود او را ناگزیر خواهد کرد تا ادامه سیاست معطوف به قدرت انفرادی را کنار گذاشته، میل به همگرایی و همراهی در وسعت جهانی را به عنوان مسیر پیش رو انتخاب نماید .
یادداشتها:
-۱ قسمتی قسمتی از آهنگ « تصور کن Imagine » جان لنون، ۱۹۷۱
۲ – مکاتیب عبدالبهاء، جلد سوم، صفحات ۱۱۱، ۱۱۲، ۱۱۳ « … باید هیئت محکمه کبری تشکیل شود، زیرا جمعیت امم هرچند تشکیل شد ولی از عهده صلح عمومی برنیاید ….. و آن این است که مجالس ملیه هر دولت و ملت، یعنی پارلمانت، اشخاصی از نخبه آن ملت که در جمیع قوانین حقوق بین دولی و بین مللی مطلع و در فنون متفنن و بر احتیاجات ضروریه عالم انسانی در این ایام واقف، دو شخص و یا سه شخص انتخاب نمایند بحسب کثرت و قلت آن ملت. این اشخاص که از طرف مجلس ملی یعنی پارلمانت انتخاب شده اند. مجلس اعیان نیز تصدیق نمایند . و همچنین مجلس شیوخ و همچنین هیئت وزراء و همچنین رئیس جمهور یا امپراطور تا این اشخاص منتخب عموم آن ملت و دولت باشند . از این اشخاص محکمه کبری تشکیل میشود . و جمیع عالم بشر در آن مشترکست . زیرا هر یک از این نماینده گان عبارت از تمام آن ملتست .چون این محکمه کبری در مسئله از مسائل بین المللی یا بالاتفاق یا بالاکثریه حکم فرمایند، نه مدعی را بهانه ماند ، نه مدعی علیه را اعتراضی. هر گاه دولتی از دول یا ملتی از ملل در اجرای تنفیذ حکم مبرم محکمه کبری تعلل و تراخی نماید، عالم انسانی بر او قیام کند ، زیرا ظهیر این محکمه کبری، جمیع دول و ملل عالمند. ملاحظه فرمائید که چه اساس متینی است . »
کتابشناسی:
- عبدالبهاء ، مکاتیب حضرت عبدالبهاء ، جلد سوم – ناشر : فرج الله زکی الکردی ۱۹۲۱ . برگرفته از سایت کتابخانه مراجع و آثار بهائی .
تازه ها
الف. کشاورز
الف- کشاورز
الف- کشاورز


