جدید ِ دیروز، معاصر ِ امروز

الف- کشاورز

«عبدالبهاء» در اواخر نیمه اول قرن نوزدهم، در ایران و در خانواده ایی اندیشه پرور به دنیا می آید. در قرن نوزدهم، قرن دگرگونی و هیجان. قرن نظریه داروین در زیست شناسی، الکترومغناطیس در فیزیک،  انقلاب صنعتی دوم،  ظهور مارکسیسم، تولد فلسفه «نیچه»، اندیشه های پوزیتیویسم، ایجاد مکاتب هنری همچون، رئالیسم، ناتورالیسم، به همراه، ظهور سرمایه داری صنعتی و یا گسترش استعمار در قسمتهایی از نقاط جهان و بسیار اتفاقات دیگر.

ازدحام تحولات و زایش ها نشان از ماموریت این قرن برای تدارک اتفاقات بزرگ و مهم برای آینده حیات اجتماعی بشر داشت. اتفاقاتی که لازم بود در حوزه های مختلف رخ داده تا شاهد تولد جهانی تازه برای انسان باشیم. 

 برای ساختن چنین دنیایی، بینش حاصل از عصر روشنگری لازم می دید، مصالح کهنه و قدیمی دور ریخته شده و جهان به دنبال اسباب و ابزار های جدید و تازه باشد. ابزارهایی که قابلیت اتصال به گیرنده های نوین را در خود ایجاد کرده باشند و بتوانند با آنها ارتباط بگیرند. 

 نگاهی به تحرکات علمی، سیاسی و اجتماعی در قرن نوزدهم نشان میدهد که، سیل اختراعات و نوآوری ها در حوزه های  مختلف و در قسمتهای بزرگی از جهان در حال برکندن بنیاد های کهنه و قدیمی بود. ساختارهای کهنه در علم، دین و فلسفه برچیده و روش های اندیشه ورزی و زیستی جدید جایگزین می شد. اما تمام آنچه که پدید می آمد، تماماً ماندگار و پایدار نبود. در این ایام، ظهور و سقوط اندیشها و سیستم های فکری به فراوانی دیده می شد. بسیاری از تفکرات در حوزه های مختلف همچون، فلسفه، سیاست، دین و یا هنر مطرح و پس از زمان کوتاهی تاریخ مصرفشان به اتمام رسیده و به فراموشی سپرده می شدند.

این اندیشه ها گرچه جدید و تازه بودند ولی به دلیل نداشتن شاخصه های لازم ماندگاری و عدم پیوند کافی با واقعیت ها و یا نوآوری‌های جوامع انسانی، در فاصله کوتاهی بعد از ظهور، کمرنگ و یا گم می شدند. نظریه هایی در زیست شناسی، فیزیک و یا دیدگاه هایی در مورد، جبرگرایی، پوزیتیویسم، دارونیسم اجتماعی، از جمله تئوری ها و یافته های تحقیقی بودند که در این راستا قرار می گیرند.

در اوج کشمکش های نوگرایی و سنت، در ربع آخر قرن نوزدهم (۱۸۷۵ ) عبدالبهاء ِ سی و یک ساله، دانش آموخته مکتب پدر، یعنی «بهاءالله»، ورودی شجاعانه در عرصه کنشگری اجتماعی داشت، ورودی شجاعانه و در عین حال ترسناک. ترسناک به دلیل ورود غیر معمول ِ یک جوان شرقی ناشناخته، در باشگاه اندیشمندان و متفکران بزرگ غربی.

عبدالبهاء، کتابچه ای تحلیلی و عملیاتی با نام «رساله مدنیه» (۱) برای بهبود شرایط ِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران ارائه میکند که محتوای آن نمودی از یک اتفاق بزرگ بود. اتفاقی بزرگ در حوزه اندیشه اجتماعی در شرق و در اواخر قرن نوزدهم.

اگر چه عمده مطالب این رساله در مورد برشمردن معضلات اجتماعی ایران و ارائه راه حل هایی برای حل آنها بود، ولی داده های آن، نشانه های روشنی داشت از سر برآوردن تفکری جدید، تفکری که از دل یک اندیشه دینی تازه ظهور یافته برخاسته بود. اتفاقی که بر مبنای محاسبات معمول و فضای جهانی، احتمال وقوع آن شاید نزدیک به صفر بود. از نظر بسیاری، کنشی نشات گرفته از اندیشه دینی نمی توانست راهبردی چنین تازه، دقیق و عمیق از دل مناسبات اجتماعی کهنه، فقر فرهنگی  و حاکمیت سنت، ترسیم کند. اصولاً در قرن نوزدهم، پیش تازی و سلطه علم گرایی، مجالی برای سر برآوردن هر نوع اندیشه ای که از منظر دینی، انسان و جهان را تفسیر کند، باقی نمی گذاشت. 

نظریه های توام با عمل عبدالبهاء که بر بن مایه های یک دین انقلابی و ساختار شکن استوار بود، در اوج بحبوحه نوگرایی و  زمان ِ اعلام مرگ خدا و پایان سلطه اندیشه های سنتی و دینی در جهان ارائه می شود. رویکردها و توان تحلیلی این نظریه ها، خبر از این میداد که، عبدالبهاء با تکیه بر یک جهان بینی جدید، در صدد ایجاد تغییرات بنیادی و گستراندن بساطی دیگر در جهان است.

«رساله مدنیه» تنها یک آغاز بود، سیر حرکت عبدالبهاء تا پایان عمر او به خوبی نشان میدهد، که وی در رساله مدنیه متوقف نمی شود. آثار نوشتاری دیگر، کنشگری های اجتماعی، سفر به غرب و سخنرانی در مراکز علمی و مذهبی، کوشش برای آشتی شرق و غرب و اقدامات اجتماعی او، تایید می کند که بساط عبدالبهاء پر است از ایده های جدید، ایده برای مدرن اندیشیدن، ایده برای جستجو و تحلیل موقعیت، چگونگی خروج از بحران، نظمی نوین ایجاد کردن، ایده برای تقویت انسجام اجتماعی، ایده برای تسهیل روابط و تعاملات انسان ها، برای وحدت ادیان، برابری های اجتماعی، ایده برای دوری از جنگ، برای رسیدن به صلح عمومی و اتحاد عالم انسانی و در سرفصل ِ همه این ایده ها، خلقی جدید از انسان. انسانی که از تساوی حقوق دو جنس، یگانگی نژادها و راهبری عقل، زاده می شود.

دیروز و امروز

امروزه به دلیل سرعت تحولات، شاید نتوان به بسیاری از نظریات چند دهه گذشته و یا چند سال گذشته استناد کرد. در چنین شرایطی نگاه انسانهای امروز به تئوری ها و دیدگاه های طرح شده در چند قرن گذشته، چگونه می تواند باشد؟ 

در واقع هدف این نوشتار، تامل بر چنین پرسشی است. در دنیای سیطره علم و تکنولوژی و رشد علوم اجتماعی که گاه عمر یک فرضیه و یا تئوری در حوزه های مختلف، به چند سال هم نمی رسد، آیا افکار و ایده های عبدالبهاء در سبد ِ کالاهای کهنه قرار نمی گیرند ؟ در زمانی که جهان در هر روز و هر ساعت در معرض انفجار اطلاعات قرار دارد، قدمت زمانی ایده های عبدالبهاء، چه مقدار در ارزشیابی آنها می تواند نقش داشته باشد ؟

زمان و محتوا

تفکرات و یا تئوری های یک اندیشمند در خلأ شکل نمی گیرند، آنها یک ایده محض و مجرد نیستند. این نظریات، حاصل تفکر در مورد چالش های دوره حیات یک نظریه پرداز است. چالش هایی همچون، معضلات اجتماعی، مذهبی، سیاسی و یا علمی.

از طرف دیگر، نقطه قوت و توان نظریات علمی و یا فلسفی، در محتوا و ماهیت اصلی آن قرار دارد. باید دید هر تفکر و ایده ایی چه پرسش های بنیادین و اساسی را می تواند مطرح کند، چه چارچوب هایی را برای اندیشیدن و یافتن پاسخ نشان می دهد و یا کدام بخش از این تفکرات می توانند به عنوان یک چارچوب فکری مطرح و بر جریان های فکری در آینده تاثیر گذار باشند.

در یک تقسیم بندی ساده، نظریات علمی، کشفیات و ایده ها را می توان از نظر زمان ِ ایجاد، نوع رابطه با زمان ِ ایجاد و  میزان ماندگاری و نقش پذیری در آینده، مورد بررسی قرار داد. بر این اساس، مفاهیم «جدید بودن»، «مدرن بودن» و «معاصر بودن»، از شاخصه های مهمی هستند که برای ارزیابی یک ایده و یا نظریه میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.

 جدید بودن   به اصالت و تازه بودن یک ایده و یا نظریه در مقایسه با آنچه قبلاً وجود داشته تاکید دارد. در واقع یک مفهوم جدید، بنیادی است نو و تازه. در یک محدوده زمانی خاص مطرح می شود. بصورتی که بتوان برای آن چارچوب زمانی و یا تاریخی تعریف کرد. همچون فلسفه جدید و یا هنر پنجاه سال اخیر، که در یک برهه تاریخی خاص بوجود آمده اند و نسبت به فلسفه و یا هنر ِ مانده از گذشتگان، تازه و جدید معرفی میشوند. جدید بودن بخش فیزیکی ماجرا است، به نوعی به تاریخ تولد اشاره دارد، چیز زیادی از محتوا نمی گوید. یک تحلیل اشتباه هم می تواند جدید باشد، همچنانکه یک باور غلط.

مدرن بودن  نوعی اشاره به چارچوب فکری ایجاد شده در یک دوره خاصی مانند مدرنیته اشاره دارد. در آن دوره بر اصولی همچون،  بهره گیری از علم، عقل گرایی، آزادی فردی، حقوق اجتماعی برابر و….  تاکید می شد. افکار و اندیشه هایی که چنین ویژگی‌هایی را پشتیبانی کنند، بدون توجه به مکان و زمان شکل گیری می توانند مدرن محسوب شوند. مدرن بودن، تکیه زیادی بر ارتباط و انطباق یک ایده و یا تئوری با ویژگیهای مدرنیته دارد، بنابر این یک نظریه و یا ایده مدرن، لزوماً جدید و تازه نیست. صفت بارز یک ایده مدرن، همخوانی و هم راستایی با چارچوب ها و استانداردهای زمان خود است.

در مقابل، ما مفهوم«معاصر»  را خواهیم داشت که تکیه زیادی بر محتوا دارد. مفهوم معاصر، به دنبال زمان ایجاد هر اندیشه یا نظریه نیست، این مفهوم به دنبال ارتباط هر نظریه و یا اندیشه ورزی با زمان و مقدار کارایی آن است. اگر اندیشه ای فلسفی، دینی و یا علمی بتواند با زمان حال ارتباط گرفته، چالش های این عصر را بشناسد و راه کارهای اجرایی ارائه کند، قابل استفاده خواهد بود، هر چند متعلق به چند قرن پیش باشد. 

بر این اساس می توان گفت، یک ایده می تواند قدیمی باشد ولی، معاصر. همچنانکه یک ایده جدید ممکن است نتواند هیچگونه پیوندی با زمان حال برقرار کند و معاصر نباشد. پس معاصر بودن، یک ویژگی پویا و ارزشی است که بر توانمندی و قدرت یک ایده برای برقرای ارتباط با دنیای کنونی و ارائه راه حلهایی برای مواجهه با چالش های روز، تکیه دارد. در واقع باید گفت، اگر داده های یک اندیشه و یا یک تفکر بتواند شرایط زمان حال را تفسیر و تحلیل کند، بدون در نظر گرفتن عمر طی شده آن، این یک ایده معاصر محسوب می شود. 

ایده های عبدالبهاء و چالش های امروز

بررسی محتوایی و یا سنجش میزان ارتباط ایده های عبدالبهاء با چالش ها و نیاز های جهان معاصر نیازمند تحقیقات مفصل و کامل است که نگاهی تخصصی و پژوهشی در حوزه های مختلف را می طلبد. در اینجا سعی میشود به صورت اختصار، بدون ورود به جزئیات و برای بدست آوردن الگویی از ساختار ایده های عبدالبهاء، به نمونه هایی از دیدگاه های او اشاره و نسبت آنها با شرایط و موقعیت امروزی بررسی شود. 

مطالعه در آثار عبدالبهاء، یک ویژگی و خصوصیتی از افکار و نظریات او را نشان می دهد که شاید در نوع خود منحصر بفرد باشد. عبدالبهاء، برای تبیین موضوعات اجتماعی، دین، فلسفه و یا علم را از همدیگر تفکیک نمی کند، آنها قسمتهایی از یک سیستم در نظر گرفته می شوند که عملکردشان در راستای همدیگر قرار می گیرد. همچنانکه از نظر وی، بین ِ«حقیقت علمی» و«حقیقت دینی» هیچ تضادی وجود ندارد. دین و علم همچون دو بال پرنده هستند، چالش پرواز تنها با همکاری و کوشش هر دو بال حل خواهد شد. از نظر عبدالبهاء

 «همچنانکه دین می تواند سبب اتحاد در روی زمین شود، علم هم می تواند موجب اتحاد قلوب انسان ها شود». (۲) نقل به مضمون  

 چنین مواجهه با معضلات اجتماعی، شباهت قابل توجه ایی به مدل عملکردی دارد که امروزه به عنوان «رویکرد بین رشته ای» شناخته می شود و بر اساس آن، برای حل معضلات جهانی همچون، محیط زیست، فقر و یا خشونت، سعی می شود از رشته های مختلف مانند، جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و یا اخلاق کمک گرفته شود و تنها از منظر یک علم به موضوع پرداخته نشود 

نوع رابطه ای که عبدالبهاء برای فرد و جامعه تعریف می کند نیز، بی شباهت به«رویکرد بین رشته ای» نیست، عبدالبهاء برای توضیح رفتار های افراد در جامعه، تنها بر مدل رفتار فرد و بررسی روان شناسی آن تمرکز نمی کند و یا، تنها متکی به جامعه شناسی برای تعریف مدل ساختارهای جامعه نیست. عبدالبهاء معتقد است، سعادت فردی بدون سعادت جمعی ناممکن و پیشرفت و رشد جوامع، بدون رشد فکری و اخلاقی افراد غیر قابل دستیابی است. بر این اساس عبدالبهاء، از اخلاق فردی و جمعی، تعاملات فرهنگی، اتصالات ناشی از هویت جمعی، مناسبات اقتصادی و….، برای ایجاد یک رابطه برد برد  بین فرد و اجتماع استفاده می کند. 

 در مدل ِ رویکرد ِ عبدالبهاء، فرد و جامعه از هم تفکیک نمی شوند، آنها بجای اینکه رو در روی هم قرار گیرند، در یک روند هم افزایی برای سعادت هم عمل می کنند. امروزه به دلیل رشد فرد گرایی و گرایش به حالت افراطی آن، چالش های جدی در تعاملات اجتماعی ایجاد شده است. بر این اساس، تلفیق مسئولیت فردی و اجتماعی، از اصول کلیدی جامعه‌شناسی معاصر است که به دنبال حل تعارض میان آزادی‌های فردی و نیازهای جمعی است. 

ایده شکل گیری وحدتی جهانی، در همه ابعاد حیات اجتماعی انسان ها که در نظریه عبدالبهاء با عنوان «وحدت عالم انسانی» صورت‌بندی می شود، بی شک می تواند بزرگترین آرمان بشری محسوب شود، هر چند اندیشه هایی هستند که امکان وقوع آن را کم و یا محال می دانند. با این وجود، این ایده سرفصل اصلی کنش‌گری های عبدالبهاء است.

 جهان، با گرایش های وحدت محور، بیگانه نیست. میل به ایجاد وحدت در ابعاد محدود از گذشته وجود داشته و امروزه نیز در قالب های، جهان وطنی و یا ایجاد اتحادیه های جهانی می توان آن را دید. ولی ایده «وحدت عالم انسانی» که توسط عبدالبهاء طرح می شود، به دلیل جهان شمول بودن ِ بدون قید و شرط و ارائه راه های عملی برای تحقق آن، بدون شک، یک ایده نوآورانه، «جدید» و اصالت مند در دوره خود بوده که با ارائه راهکارهای عملی، از یک ایده فلسفی فراتر رفت و به عنوان یک الگو برای تحقق صلح و اتحاد همه جانبه در دوران پس از خود عمل می کند. (۳) 

 این ایده به دلیل هماهنگی با اصول مدرنیته، همچون عقلگرایی و بهره گیری از علم و وفاداری به اصول مدرنیته همچون، تاکید بر حقوق و آزادی های فردی، سکولاریسم، تساوی زن و مرد، می تواند به عنوان ایده ای «مدرن» تعریف  شود. 

 امروزه ایده وحدت عالم انسانی به دلیل وجود، چالش هایی همچون رشد فردگرایی افراطی، پر رنگ شدن تعصبات، نیرو گرفتن هویت های جمعی خود نگر، گسست های اجتماعی، در کنار نبود ِ صلح و یکه تازی جنگ در جهان، به یک نیاز واقعی دنیای امروز تبدیل شده. با وجود طرح آن در دوره زمانی گذشته، این ایده ای «معاصر» است که نقاط اتصال زیادی برای پیوند با دنیای جدید و نسل جدیدی از انسان ها که در فضای دیجیتال زندگی می کنند، می تواند داشته باشد.

 این نظریه و آرمان اجتماعی، با چالش های این عصر آشناست و برای رفع این چالش ها، روندی عملی، منطبق با نیاز های مادی و معنوی انسانها معرفی می کند. به نظر می رسد، باز شناخت ایده های عبدالبهاء، تمرکز بر نقاط اتصال آنها و بدست آوردن یک خروجی متناسب با داده های این عصر، می تواند در مسیر رشد و سعادت جامعه انسانی تعیین کننده باشد. ایده ها و نظریاتی که در مورد آنها باید گفت، فراتر از زمان، اندیشه هایی برای امروز.

یادداشت‌ها:

 ۱ – عبدالبهاء «رسالۀ مدنیه» را به خواست و دستور پدرش بهاءالله در سال ۱۲۵۴ هجری شمسی (برابر با ۱۸۷۵ میلادی)، درحالی‌که سی‌ویک‌ساله بود، نوشت. عنوان اصلی این رساله، «اسرارالغیبیه لأسباب المدنیۀ الالهیه» است.   

 ۲ – خطابات عبدالبهاء، جلد ۱ صص ۶۶ و ۱۵۸    

 ۳ – هفت شمع وحدت : هفت پیش نیازی است که عبدالبهاء برای رسیدن به وحدت عالم انسانی معرفی میکند. این هفت پیش نیاز عبارتند از، وحدت سیاسی، وحدت آرا در امور عظیمیه، وحدت آزادی، وحدت دینی، وحدت وطنی، وحدت جنس، وحدت لسان. (مکاتیب عبدالبهاء، جلد ۱، ص ۳۵۶)

کتابشناسی:

  • عبدالبهاء، خطابات حضرت عبدالبهاء / جلد ۱  – لانگنهاین – آلمان ۱۹۲۱ م – بر گرفته از سایت، کتابخانه مراجع و آثار بهائی
  • عبدالبهاء، مکاتیب حضرت عبدالبهاء / جلد ۱ – بی تا، ناشر : موسسه ملی مطبوعات امری – ایران ؛ بر گرفته از سایت کتابخانه  مراجعه و آثار بهائی

ارسال دیدگاه